SEVENTEEN FOREVER
[ ]
 
 
lessa ep8
نظرات
بخش 8

هوشی از آشپزخونه بیرون اومد و ظرف غذا رو جلوی دی کی گذاشت و با لبخند : بفرمایید اینم از غذا بخور ببین چطوره

دی کی سریع ظرف غذارو برمیداره و سوپ رو یه جا سرمیکشه

ورنون: بدبخت گشنه به خودت زحمت ندادی تو این 4 سال غذا درست کردن یادبگیری؟

دی کی ظرف غذا رو روی میز می کوبونه و روبه هوشی: خیلی خوشمزه بود

هوشی : حالا من بچه ام یاتو؟

دی کی با ضدحالی که ورنون بهش زده بود بهش گفت: تو چرا ازش خارج شدی چون تو این کار خوب بودی باستان شناس شدی؟

ورنون لبخندی میزنه به سمت کیفش میره و اونو به هم میریزه و جعبه رو از داخل کیفش بیرون میاره و روی میز جلوی دی کی هل میده .

دی کی : این چیه ؟

ورنون: اگه گفتی این چیه ؟

دی کی جعبهرو باز میکنه

ورنون: اینو تو مصر پیدا کردم نقاشی دیواری از دیمن

دی کی باحالت متفکرانه: بیشتر میخوره شیطان یا چیزی تو این مایه ها باشه ٫ فکر کردم برام لباس آوردی بیشعور

ورنون باعصبانیت: خوب نیگا کن راجب شیطان نیست این یه دیمنه دیوونه .

هوشی : تو بیابون پیدا کردیم وقتی بررسیش کردیم دیدی تاحالا چیزی از این شی ثبت نشده.

ورنون با حالت پیروز مندانه: اگه دقت کنی این قسمتی از نقاشیه دیمنه و احتمالا به اجداد دیمنها مربوطه

دی کی : نمیخوام ناامیدت کنم ولی دیمن ها فقط 5ساله که به وجود اومدن و اینکه تو ازاون پسرایی بودی که باهمچین چیزایی هیجان زده میشدی ...... و همچنان که بلند میشه : دنبالم بیا من نمونه بهتری از این دارم

موقعیت : قلعه دیمن ها

جون ک هی ایت خیلی سرو صدا میکنی .میشه پاتو از روی میز برداری ؟

ایت: سرت به کاره خودت باشه

جون: باید اون زبونتو از حلقومت بکشم بیرون داری منو به مبارزه دعوت میکنی

هدو بلند میشن که با صدای دینو به اون سمت برمیگردن : هی کافیه الان وقت اینجور کارا نیست . کی میخواد بره دنباله السا بگرده ؟

ایت : بازم فرار کرده پسری

جون : چی گفتی ؟

دینو: هیچکی دلش نمیخواد بره من این کاغذا رو اماده کردم که قرعه کشی کنیم

ایت بانیشخند : دیونه ... دیگه از اینجور چیزا درست نکن

موقعیت : بالا پشت بام

ایت : ای دینوی عوضی بااینکه تازه وارده از انجام همچین کارایی دوری میکنه . بیا بریم

از روی پشت بام به روی اون یکی بام میپرن با سرعت حرکت میکنن به سمت نرده ها میرن  و از بالا پایینو نگاه میکنن

ونوو: چرا همیشه از پشت بوم استفاده میکنی؟

ایت بهش چشم غره میره : چطور ؟ السا دوس داره از بالای پشت بوما گشت بزنه .

باافتادن صدای چیزی توجهشون به مردی جلب میشه .. مرد باحالت  وحشت عقب عقب میره

ایت : اون یه انسانه .. چرا داره بالای پشت بوم .. آهان فهمیدم حتمن فکر کرده نمیتونیم بالا پشت بوما بیایم  

ونوو : بیا رو پیدا کردن جونگهان (السا)تمرکز کنیم .

ایت با حالت تحقیر شده : چی داری میگی ؟ داری به من دستور میدی ؟

ونوو: الان به اندازه کافی روح خوردی

ایت : اون زمان که به این چیزا همیت میدادیم گذشته برای همین ازت بدم میاد

ونوو با خشم به دی ایت نگا میکنه ک چن بار بگم مواظب حرف زدنت باش ؟ ..... واسلحشو از پشتش درمیاره

ایت با نیشخند : باشه .. پس من اول شروع میکنم 



مرتبط با: TV show , SEVENTEEN ,
چهارشنبه 25 شهریور 1394ساعت : 09:39 ق.ظ| نویسنده : par shan
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
آخرین مطالب
درباره ما
13MEMBERS + 3 UNIT + 1 GROUP = SEVENTEEN
مدیر وب سایت : SEVENTEEN
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
نویسندگان
برچسب ها
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic